محمد مهدى ملايرى
127
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ساسانى در كتاب جهشيارى منعكس شده است ، دو بخش اصلى و عمدهء سازمان مالى دولت ساسانى را بيان مىكند كه مجموعهء آنها در برگيرندهء همهء ديوانها و دفاتر مختلفى بودهاند كه به نحوى با امور مالى سروكار داشتهاند و چون در دوران خلفا ديوان نفقات را معمولا مستقل از ديوان خراج نمىشمردهاند ؛ بنابراين مىتوان ديوان خراج را در اصطلاح مآخذ اسلامى به جاى مجموع سازمان مالى دولت و مركز همهء درآمدها و هزينههاى خلافت يا كارگزاران آن دانست ، ولى در آنچه به دوران ساسانى برمىگردد بايد در تعيين محدودهء آن دقت بيشترى كرد . اينك با توجه به اين مطالب بپردازيم به شرح ديوانهاى دولت ساسانى بدان صورت كه در مآخذ اسلامى نام يا نشانى از آنها مىيابيم . ديوان درآمدهاى كل كشور يكى از اين ديوانها كه بنا به گفتهء جهشيارى بايد آن را يكى از دو ديوان اصلى دولت ساسانى شمرد ، ديوان درآمدهاى كل كشور بوده است . نام اين ديوان را در آن دوران نمىدانيم ، ولى مىدانيم كه رئيس و سرپرست آن را شهر آمارديبهر مىگفتهاند . اين نام را به همين صورت خوارزمى در مفاتيح العلوم براى ما حفظ كرده است . ديبهر كه امروز به صورت دبير درآمده و به صنفى از معلمان مدارس گفته مىشود در آن روزگار به معنى نويسندهء ديوان يا هركسى بوده است كه در ديوان به كارى فنى از قبيل نويسندگى
--> - او با شاه در ارتباط بود و متصدى ديوان رسائل را دبيربد مىگفتند كه او هم دبيرى موكّل در دربار داشت » . خراج هرچند به ظاهر عربى مىنمايد ولى از فارسى بدان زبان راه يافته است . اين كلمه در فارسى ( پهلوى ) به صورت خراگ و براى ماليات املاك مزروعى به كار رفته است . در تلمود هم اين كلمه را به صورت فاراگا و به معنى ماليات سرانه يا جزيهء عربى ( گزيت پهلوى ) مىتوان يافت . استعمال خراج به جاى جزيه در عربى هم تا نيمههاى قرن دوم هجرى معمول بوده و از آن زمان مرز بين دو كلمهء خراج و جزيه مشخص شده ، خراج براى ماليات ارضى و جزيه براى ماليات سرانه به كار رفته است كريستن سن ، ص 8 .